هنوز هم مثل قبل تا تنها می شوم دیگر کسی را ندارم یا حرف هایم را به هیچکس نمیزنم درب این اتاقک خموش را باز میکنم و آغاز میکنم راست میگفت: مرگـــ یک بار شیون یکبار او یک بار مرگـ هـ ر ب ب ب بـار فعلا داغم هیچ نمی فهم فقط سرگیجه ناشی از آخرین نخ سیگار را دارم راستی میخواهم این پاکت سیگار را که 7 نخ بیشتر ندارد تا ابد و دهر نگهدارم
برچسب:
نویسنده: باران سلطانی